کوکان کار، حکایتی از بی‌تدبیری‌ها

کودکان کار معنای کودکی را در خیابان‌ها، کارگاه‌ها، پشت چراغ قرمز، سرما و گرما و حتی کف خیابان جست‌و‌جو می‌کنند؛ آنان فارغ از دنیای پرهیاهوی کودکی به دنبال کسب و کار هستند.

به گزارش زنان خبر، جامعه آنان را به ناچار پذیرفته است ولی انگار راه‌کاری اساسی و کارآمد از سوی آقایان و بانوانی که ادعای مسئولیت، پست و مقام دارند برای وضعیت اسفناک کودکان کار اندیشیده نشده است و اگر هم راه‌کار ارائه داده‌اند مطمئنا اثرگزار نبوده و در مرحله‌ی ارائه توقف شده است، زیرا آنچه که در کوچه، خیابان، مترو و… می‌بینیم حکایت از بی‌تدبیری ها دارد.

روز جهانی کودک همه از کودکان یاد کردند و دلشان برای کودکان کار و بی‌پناه سوخت ولی انگار دل سوختن‌ها مختص به همان روز بود. کودکان کار گارگرانی در معرض آسیب هستند که شاید روز کودک برای آنها نامگزاری نشده است؛ روز کارگر را به آنان باید تبریکی با طعم ناخوشایند تلخی گفت.

برنامه‌ای جدی و تاثیرگزار برای ساماندهی کودکان کار نداریم کودکانی که کف خیابان را به جای تخته سیاه مدرسه، درس و مشق انتخاب کرده‌اند؛ آینده آنان از کودکی مشخص و واضح است و آینده جامعه را درگیر خواهند کرد.

کودکان شاغل در معرض بسیاری از آسیب‌ها و انتقال آن هستند و همچنان بسیاری از مسئولین در آرامش خاطر به سر می‌برند تا آزرده احوال نشوند با دیدن این مشکلات.

آسیبی که کودکان در سن کودکی می‌بینند اگر کنترل نشود غیر قابل جبران است و متاسفانه شاهد این کودکان از چهارراه‌ها گرفته تا خیابان‌های اصلی و فرعی و… هستیم.

به راستی که خیابان‌ها برای کودکان کار که شاید هرکدام از آنها می‌توانند سرمایه انسانی برای جامعه باشند تبدیل به مکتب خانه‌ای شده است که دزدی، ژولیدگی، مظلوم‌نمایی‌، سماجت، وقاحت، اعتیاد و… را فرامی‌گیرند.

طلاق، اعتیاد، فقر والدین و… بستر واضح این مشکلات است که اگر از سوی بزرگانی که مسئولیت دارند چاره اندیشی نشود شاهد ایجاد معضلات بزرگ در جامعه و آینده آنان خواهیم بود.

کودکان کار در سن کودکی مسائلی را می‌آموزند که پس از ورود به سن نوجوانی و جوانی از آنان برای حمل و توزیع مواد مخدر، سرقت، جیب‌بری، سوءاستفاده‌ جنسی، خفت‌گیری و… استفاده خواهد شد و این بحث داستانی درد‌آور است که برای تسکین آن نیازمند اقدامی موثر است نه حرف، شعار و سخن‌های تکراری.

مهدیه خسروی

انتهای متن/*