• تاریخ: ۱۴/۰۷/۱۳۹۵
  • شناسه خبر: 36460

پنج قول تاریخی در مورد حضور یا عدم حضور حضرت رقیه (س) در کربلا

وجود رقیه‌ای با این مشخصات کاملاً قابل رد نیست و احتمالاتی داده می‌شود از این‌که ضابطان تاریخ این واقعه را به دقت ضبط نکرده باشند. هرچند ضروری بود آنانی که ماجرا را از کامل بهایی روایت کرده‌اند، عین همان قضیه را بیاورند و اگر از منبع دیگری نیز نقل کرده‌اند آن منبع را ذکر کنند. از طرف دیگر استناد به مشهور نیز چندان معتبر نیست؛ زیرا صاحب نورالابصار نقل می‌کند که تا دوره او مشهور نقل دیگری از آن مزار

به گزارش زنان خبر، با شروع ماه محرم؛ ماه اندوه و عزای حسینی، به‌منظور شناخت بهتر واقعیت‌های موجود این حادثه غم‌بار و عظیم، جهت بررسی اتفاقات، افراد و وقایعی که در این ایام نقل محافل مذهبی و دینی است، سلسله‌بحث‌هایی را از منظر زنان و خانواده و در موضوعات گوناگون با حجت‌الاسلام حمید احمدی‌جلفایی؛ دانش‌آموخته فقه و اصول و نویسنده کتاب‌های «صحیفه فاطمیه»، «حجاب برتر» و مدیر پژوهش «موسوعه حجاب و عفت» داشته است تا صحت و سقم تاریخ شفاهی مرسوم را دریافته واین واقعه عظیم را واقعی‌تر و به دور از بدعت‌ها و جانب‌داری‌ها، درک کنیم.

(در همین زمینه: چهار زنی که امام حسین (ع) از آنان استمداد طلبیدند/ نقش رقیه؛ همسر مسلم (ع) در کربلا)

(در همین زمینه: نخستین شهید زن کربلا/ زنی که در کربلا نبود، اما همسرش را راهی کرد)

حمید احمدی‌جلفایی درخصوص حضرت رقیه سلا‌الله‌علیها گفت: وجود حضرت رقیه، بنت الحسین علیه‌السلام، شاید یکی از پرنزاع‌ترین موضوعات در کربلا باشد و درخصوص حضور چنین شخصیتی، مصیبت‌هایی که بر او وارد شده و اتفاقاتی که افتاده است، در میان صاحب‌نظران اختلاف نظر فراوانی وجود دارد.

آن‌چه در نوحه‌خوانی‌ها در مورد حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها گفته می‌شود
او با اشاره به نوحه‌خوانی مداحان گفت: در نوحه‌خوانی مداحان و افکار عمومی، مشهور است که امام حسین علیه‌السلام طفلی سه ساله در کربلا داشتند که به اسارت درمی‌آیند و در خرابه‌ای در شام ساکن می‌شوند و زمانی که سر بریده پدر را در سینی می‌بینند، دق کرده و از دنیا می‌روند و امروز هم در شام قبری وجود دارد که با این مشخصات هم‌سویی دارد و منتسب به رقیه، دختر امام حسین علیه‌السلام است.

این پژوهشگر تاریخ با بیان این‌که بررسی تواریخ و روایات موجود، این فول مشهور را تاحدودی زیرسؤال می‌برد، ادامه داد: باید دقت داشت که این بحث، یک بحث تاریخی است و بایستی شواهد و قراین محکمی برای این امر وجود داشته باشد. با این وجود اشاره به این نکته ضروری است که بود یا نبود چنین کودکی برای امام حسین علیه‌السلام، نه از شأن و عظمت ایشان می‌کاهد و نه چیزی از عظمت نهضت عاشورا؛ بنابراین باید تا جایی که امکان دارد باید مستند بحث کنیم و اگر مستند محکمی وجود ندارد یا برای هر دو طرف مستندات به طور مساوی وجود دارد، قضیه در مقوله امکان گذاشته می‌شود.

وجود حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها امکان پذیر است و قابل رد نیست
او با تأکید بر این‌که “امکان” با “واقع” فرق دارد، خاطرنشان کرد: آن‌چه که امکان‌پذیر است، با آن‌چه که واقعاً صورت گرفته است، فرق دارد؛ لذا ممکن است نتیجه تحقیقات تاریخی به این امر منجر شود که وجود حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها با آن مشخصات سنی و شواهد، امکان پذیر است و قابل رد نیست، اما این امر به معنای وقوع نیست؛ وقوع یعنی چیزی که اتفاق افتاده و وجود قطعی دارد.

باید مرز بین زبان‌حال با جعل و تحریف را شناخت
این استاد حوزه با بیان این‌که در بررسی وجود حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها باید به این نکته دقت داشت که برخی از نقل‌هایی که در مورد ایشان گفته می‌شود مستند تاریخی ندارد و حتی در نقل‌های ضعیف هم نیامده است، گفت: گاهی برای اولین‌بار نوحه‌خوانان یا شاعران این مطالب را در اشعارشان گفته‌اند و بعدها به محافل هم راه یافته است، ولی برخی از این نقل‌ها در منابع آمده است. البته منابع موجود با یکدیگر تعارض دارند؛ چراکه برخی از منابع هر روایتی را بدون بررسی و تحقیق ذکر کرده‌اند و برخی دیگر در این زمینه به‌شدت سخت‌گیری به خرج داده‌اند و با منابع تاریخی نیز مثل سند فقهی برخورد کرده و هر مطلبی که سند صحیح نداشته است را کنار گذاشته‌اند. ما هر دو شیوه را افراط و تفریط می‌دانیم؛ چراکه عقل و منطق حکم می‌کند که مبانی اعتبارسنجی در هر دسته‌ای از منقولات متفاوت باشد.

احمدی‌جلفایی با تأکید بر این‌که لازم است مبنایی برای رد یا تأیید نظرات تاریخی داشته باشیم، اظهار داشت: آن‌چه در منابع تاریخی معتبر است، آن است که شواهد و قراین تاریخی نیز آن را یاری کرده و مخالف و معارضی نداشته باشد. باید مرز بین زبان‌حال با جعل و تحریف را شناخت. برخی امور در محدوده زبان حال می‌گنجد؛ در زبان‌حال، ارکان قضیه در تاریخ آمده است و وجود دارد، اما در نقل، به یک‌سری واقعیت‌ها بال و پر داده می‌شود، اما متأسفانه برخی افراد از زبان‌حال سوءاستفاده کرده و داستان‌هایی را با ارکان جدید درست می‌کنند.

بررسی وجود حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در کربلا
او در خصوص شخصیت حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها گفت: رقیه نامی عربی و پرقدمت است که در زمان جاهلیت نیز به‌کار می‌رفت و به معنای بلندمرتبه و رفیع یا بالارونده است؛ از ماده «ر ق ی» یا «ر ق و»، ترقی و پیشرفت، هم‌خانواده رقیه است. عرب به امید آن‌که دختر بلندمرتبه و والامقام و رشدیابنده باشد، این نام را برای او انتخاب می‌کرد. نام یکی از دختران پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و سلم نیز رقیه بود. البته رقیه هم اسم است و هم لقب؛ این نکته از آن جهت حایز اهمیت است که اختلافی در این مورد وجود دارد که آیا رقیه نام دختری از دختران امام حسین علیه‌السلام بود یا لقب یکی از دختران ایشان.

حضور دو رقیه در کربلا گزارش شده است
این پژوهشگر تاریخ با بیان این‌که در کربلا حضور دو رقیه گزارش شده است، خاطرنشان کرد: یکی رقیه دختر امام علی علیه‌السلام و همسر حضرت مسلم علیه‌السلام که در گفتار اول به تفصیل به او پرداختیم، و دیگری رقیه‌ای که دختر امام حسین علیه‌السلام است. در سه منبع اهل سنت از جمله المجزی، المحقر و نسب قریش، در کربلا دو رقیه از اطرافیان امام حسین علیه‌السلام بیان شده است که یکی را با عنوان رقیه صغری و دیگری را با عنوان رقیه کبری نام برده‌اند؛ این یادکرد ما را به سمت وجود هر دو رقیه در کربلا یاری می‌کند.

پنج قول تاریخی در مورد حضور یا عدم حضور حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در کربلا
او با بیان این‌که در بررسی‌های دقیق تاریخی به این نتیجه می‌رسیم که در مورد حضور یا عدم حضور حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در کربلا پنج قول وجود دارد، درخصوص این اقوال گفت: بعضی می‌گویند دختری به نام رقیه به عنوان دختری از دختران امام حسین علیه‌السلام در کربلا بوده و قراینی نیز بر حضور او ذکر می‌کنند، برخی دیگر می‌گویند رقیه نام دختر دیگری از دختران امام حسین علیه‌السلام نیست، بلکه لقب یکی از دختران دیگر امام علیه‌السلام است، دسته سوم رقیه را لقب دختری از دختران امام حسین علیه‌السلام به نام زبیده می‌دانند، گروه دیگر معتقدند رقیه کنیه یا لقبی بوده برای زینب دختر امام حسین علیه‌السلام. مطابق برخی از نقل‌ها، امام علاوه بر این‌که خواهری به نام زینب داشتند، دختری نیز بدین نام داشتند؛ که برای جلوگیری از اشتباه، امام علیه‌السلام این لقب را برای او انتخاب کرده بودند، همچنین نظر گروه آخر بر این است که اصلاً رقیه‌ای وجود نداشته و همه این جریانات منتسب به رقیه ساختگی است و یا منتسب به رقیه دختر امام علی علیه‌السلام. حال باید دید کدام از این پنج قول درست‌تر است.

دلایل قایلان به عدم حضور حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها
احمدی‌جلفایی با بیان این‌که عمده دلایلی که قایلان به عدم حضور و وجود حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها بیان می‌کنند را می‌توان در چند گفته خلاصه کرد، افزود:

۱٫    بیشترین و قدیمی‌ترین منابع تاریخی ما برای امام حسین علیه‌السلام تنها نام دو دختر را ذکر کرده‌اند؛ فاطمه و سکینه.

۲٫    بقیه منابع هم که بیش از دو دختر را بیان کرده‌اند، نهایت یک دختر دیگر به نام زینب را ذکر کرده‌اند؛ مانند ارشاد شیخ مفید و مطالب السئول.

۳٫    نام رقیه را به عنوان دختری از دختران امام حسین علیه‌السلام، تنها ابن فندق بیهقی در کتاب لباب الانساب ذکر کرده است. در مورد نقل این کتاب باید به این نکته دقت داشت که ابن فندق در دو بخش از کتاب با دو روایت متعارض صحبت کرده است. در جایی، وقتی دختران امام حسین علیه‌السلام را بیان می‌کند، آن‌ها را چهار نفر ذکر می‌کند: فاطمه از ام اسحاق، زینب از شهربانو، سکینه از حضرت رباب و ام کلثوم از شهربانو و از رقیه نامی نمی‌برد، اما وقتی از بازماندگان عاشورا ذکر می‌کند، می‌گوید چهارنفر از اطرافیان امام حسین علیه‌السلام زنده ماندند؛ امام سجاد علیه‌السلام، فاطمه، سکینه و رقیه. برای رفع این تعارض دو احتمال را می‌توان مطرح کرد: یکی آن‌که این رقیه، دختر امام علی و خواهر امام حسین علیهماالسلام است؛ و دیگری آن‌که رقیه، لقب یکی از همان چهار دختری است که ذکر شده بود. نکته دیگر آن‌که مطلبی که نویسنده نقل می‌کند، ناظر بر پس از روز عاشورا و پیش از وقایع شام است.

۴٫    در منابع متأخر نیز کسی به صراحت رقیه را به عنوان دختری از دختران امام حسین علیه‌السلام که در کربلا حضور داشته، ذکر نکرده‌ است. حتی علامه مجلسی هم در بحارالانوار سعی کرده است همه نقل‌ها را ذکر کند و هیچ اشاره‌ای به این ماجرا ندارد. از طرف دیگر مزار ایشان نیز در قدیمی‌ترین نقل‌ها به دختر امام علی علیه‌السلام نسبت داده شده است، نه به دختر امام حسین علیه‌السلام و به ندرت برخی از نقل‌های بعدی این مزار را به دختر امام حسین علیه‌السلام نیز نسبت داده‌اند. همچنین برخی آن را متعلق به زبیده دختر امام حسین علیه‌السلام دانسته‌اند که می‌تواند لقبش رقیه باشد.

۵٫    در میان منابع متأخر هم که گفته‌اند این مزار دختر امام حسین علیه‌السلام است، تعارض‌هایی وجود دارد که نشان‌دهنده آن است که این نقل نیز متکی به سند محکم و معتبری نبوده است. برخی از این منابع این دختر را چهارساله دانسته‌اند، برخی مکان این حادثه را خانه یزید دانسته‌اند، برخی خرابه و برخی در خانه دیگری؛ عده‌ای زمان این حادثه را بلافاصله بعد از دیدن سر بریده پدر دانسته‌اند و برخی بعد از چند روز؛ نحوه گزارش واقعه نیز متفاوت است. البته می‌توان از تمام این اختلافات اغماض کرد.

دلایل قایلان به حضور حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در کربلا
این پژوهشگر تاریخ با بیان این‌که کسانی که معتقدند رقیه سلام‌الله‌علیها در کربلا بوده و با این مشخصات نیز شهید شده است، دلایلی را ذکر کرده‌اند، اظهار داشت: این دلایل به طور عمده از لحاظ اعتبار از دلایلی که بر عدم وجود حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها دلالت دارد، ضعیف‌تر هستند؛ هرچند برخی از آن‌ها قابل توجه بوده و نمی‌توان صد در صد آن‌ها را رد کرد؛ لذا در مقام نتیجه‌گیری می‌گوییم وجود یا عدم وجود حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در کربلا مسئله‌ای است که نمی‌توان با قاطعیت تمام در مورد آن صحبت کرد و این حضور را رد یا اثبات نمود.

او دلایل کسانی که معتقد به حضور حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در کربلا هستند را چنین برشمرد:
۱٫    قول ابن فندق بیهقی در لباب الانساب، صفحه ۳۵۰ و ۳۵۵ که در مورد فرزندان و بازماندگان امام حسین علیه‌السلام صحبت کرده است؛ چنان‌چه گذشت، در قول دومی که نام رقیه سلام‌الله‌علیها ذکر شده است، احتمال دارد مراد از رقیه، دختر امام علی علیه‌السلام باشد.

۲٫    در یکی از نسخه‌های کتاب لهوف آمده است که امام حسین علیه‌السلام در هنگام وداع خطاب به چهار زن این عبارت را بیان کردند که زمانی که من شهید شدم، گریبان پاره نکنید و صورت نخراشید و حرف‌های کفرآمیز درباره من نزنید. این چهار زن را ام کلثوم خواهر امام حسین علیه‌السلام  زینب و رقیه و فاطمه و رباب دانسته‌اند. قایلین به حضور رقیه سلام‌الله‌علیها، مراد از رقیه در این عبارت را دختر امام حسین علیه‌السلام دانسته‌اند؛ درصورتی‌که علاوه بر این‌که این نقل در بسیاری از نسخه‌های دیگر لهوف که اعتبار قوی‌تری دارد، نیامده است، چنین خطابی نیز نمی‌تواند خطاب به دختری سه یا چهارساله واقع شده باشد؛ آن هم با توجه به این‌که همه زنان مخاطب امام حسین علیه‌السلام زنان بزرگ‌سال بودند.

۳٫    دلیل دیگر قبر منتسب به دختر امام حسین علیه‌السلام است.

۳٫۱٫    اولین جایی که به قبر موجود پرداخته است، جلد ۲، صفحه ۱۷۲ کتاب کامل بهایی در سال ۷۰۰ قمری است؛ که ماجرایی را برای دختری چهار ساله در خرابه شام روایت می‌کند. این نقل، قدیمی‌ترین نقل است و در آن نیز هیچ نامی از این دختر برده نمی‌شود. علاوه بر آن به دختری چهار ساله اشاره دارد که مخالف قول مشهور است که دختری سه ساله را عنوان می‌کنند. البته می‌توان از این نکته اغماض کرد؛ چراکه گفتن سن افراد در آن دوره بیشتر تخمینی بود. بنابر این اصل وجود دختر ۴- ۳ ساله‌ای از دختران امام حسین علیه‌السلام که این مصیبت بر او آمده است، با توجه به نقل کامل بهایی، مسئله محتملی می‌تواند به حساب بیاید.

۳٫۲٫    نقل دیگری که از این مصیبت و از این قبر با تفصیل بیشتری یاد کرده است، کتاب روضه الشهدا ملاحسین واعظ کاشانی در سال ۹۱۰، صفحه ۳۱۰ است. در این کتاب نیز دختری چهار ساله‌ای که نامی از او نیامده، ذکر شده است، ولی محل وقوع حادثه را کاخ یزید دانسته‌اند.

۳٫۳٫    سومین مصدر، جلد ۲، صفحه ۹۳ تسلیه المجالس حایری کرکی در قرن ۱۰ است، که او نیز شبیه همین قضیه را بدون نام بردن از حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها ذکر می‌کند؛ او نیز این حادثه را در خرابه‌ای نقل می کند و از وجود سنگ مراز نیز خبر داده و سنگ‌نوشته آن را چنین بیان می‌کند: “این قبر، قبر ملکه، دختر حسین بن علی علیه‌السلام”؛ یعنی نام این دختر را ملکه عنوان کرده است و یا چون نام او را نمی‌دانسته به عنوان تعظیم و تکریم از او با عنوان ملکه یاد می‌کند.

۳٫۴٫    مصدر دیگر منتخب فخرالدین طریحی است که در سال ۱۰۸۵ نوشته شده و در صفحه ۳۶ آن این ماجرا در خانه‌ای از خانه‌های شام در مورد دختری سه ساله ذکر کرده که یک مکالمه طولانی نیز با سر پدر داشته است؛ مکالمه‌ای که از دختری سه ساله بعید به نظر می‌رسد، اما نکته آن است که این کتاب برای اولین‌بار، نام این دختر را رقیه سلام‌الله‌علیها ذکر می‌کند. در انوار المجالس نیز این مطلب آمده است، اما نام کودک زبیده ذکر شده که احتمال می‌رود لقب یا کنیه او رقیه بوده باشد.

۳٫۵٫    کتاب نورالابصار ذکر می‌کند که مشهور معتقد بودند که قبر متعلق به رقیه دختر امام علی علیه‌السلام است، اما زمانی قبر نیاز به مرمت پیدا کرده و سید مرتضی جنازه حضرت را که بیرون می‌آورد مردم می‌بینند که آن جنازه یک دختر کوچک و نابالغ است. از این‌جا به این نتیجه می‌رسد که گویا مشهور اشتباه می‌کردند که قبر را متعلق به دختر امام علی علیه‌السلام می‌دانستند.

۳٫۶٫    در کتاب شعشعه الحسینیه نیز این ماجرا در خرابه شام حکایت می‌شود و نویسنده کتاب به تفاوت آرا در رابطه با نام صاحب این قبر اشاره کرده و می‌گوید که برخی او را زبیده و برخی رقیه و برخی زینب دختر امام حسین علیه‌السلام و برخی سکینه دانسته‌اند، اما در جای دیگری از کتاب که از صاحب قبر یاد می‌کند، به ضرس قاطع نام او را فاطمه ذکر می‌کند. در کتاب الایقاد عبدالعظیمی نیز نام این دختر رقیه عنوان شده است.

“عده‌ای معتقدند این قبر متعلق به رقیه دختر امام حسین علیه‌السلام است، اما خدا آگاه است”
این استاد حوزه با بیان این‌که نکته مورد توجه در مورد نقل‌هایی که در مورد قبر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها وجود دارد، آن است که همه این اقوال بالاتفاق، صاحب قبر را، فارغ از نامی که مورد اختلاف است، یک دختر کوچک که سه یا چهار سال بیشتر ندارد عنوان کرده‌اند و چنان‌چه کتاب نورالابصار بیان کرده است تا یک دوره اشتباهاً این قبر را متعلق به فردی بزرگسال می‌دانستند، ادامه داد: ابهامی که در زمینه نقل نورالابصار قابل طرح است، آنست که چرا در منابع بعد از مرمت، گزارشی از مرمت قبر در کتب تاریخ دیده نمی شود و علمای ما یادی از این جریان نکرده‌اند؛ با وجودی که برخی از ایشان مانند سید محسن امین؛ صاحب اعیان الشیعه، در آن زمان بودند، ولی وقتی از این جریان می‌نویسد، می‌گوید یک عده‌ای معتقدند این قبر متعلق به رقیه دختر امام حسین علیه‌السلام است، اما خدا آگاه است. در حقیقت ایشان نیز به این ماجرا با دیده تردید نگاه می‌کند.

احتمال دارد که ضابطان تاریخ این واقعه را به دقت ضبط نکرده باشند
احمدی‌جلفایی افزود: علی‌رغم آن‌که همه منابع قدیمی عدم وجود دختری با این نام و نشان در کربلا را می‌رساند، ولی وجود رقیه‌ای با این مشخصات کاملاً قابل رد نیست و احتمالاتی داده می‌شود از این‌که ضابطان تاریخ این واقعه را به دقت ضبط نکرده باشند. هرچند ضروری بود آنانی که ماجرا را از کامل بهایی روایت کرده‌اند، عین همان قضیه را بیاورند و اگر از منبع دیگری نیز نقل کرده‌اند آن منبع را ذکر کنند. از طرف دیگر استناد به مشهور نیز چندان معتبر نیست؛ زیرا صاحب نورالابصار نقل می‌کند که تا دوره او مشهور نقل دیگری از آن مزار داشته است.

او به عنوان نتیجه‌گیری این مباحث عنوان کرد: در نتیجه باید گفت همه احتمالاتی که مطرح است، به صورت صد در صد مورد قبول یا رد نیست؛ لذا همه مطالبی که در مورد حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها گفته می‌شود، اگر در منابع تاریخی حتی به صورت ضعیف و عدم تصریح ذکر شده باشد، محترم است و گفتن آن در منابع اشکالی ندارد، اما اگر خارج از این محدوده احتمالاتی که ذکر شد مطلبی بیان شود، خروج از واقعیت است و مصداق روایتی است که “هرکس دروغی به ما ببندد از ما نیست”.

(در همین زمینه: حضرت رقیه (س)؛ آری یا خیر؟!)

۱۰ ذکر مصیبت‌ در مورد حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها که هیچ سندی ندارد
این پژوهشگر تاریخ با بیان این‌که بسیاری از ذکر مصیبت‌هایی که امروز در وصف حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها بیان می‌شود، خارج از واقعیت و تصور بوده و توهم گویندگان است، برای نمونه به ۱۰ مورد از این اقوال که نه در دایره زبان‌حال می‌گنجد و نه در دایره واقعیت و نه می‌توان برای آن‌ها قول ضعیفی یافت، اشاره کرده و گفت:

۱٫    تشریح اوضاع وخیم خرابه؛ به فرض ذکر ماجرای خرابه در مصادر بعد از کامل بهایی، تشریح اوضاع وخیم خرابه در هیچ‌یک از مصادر نیامده است؛ اموری مانند لرزیدن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها از سرما، نالیدن از گرسنگی و یا مکالمات طولانی ایشان با سر بریده پدر؛ هیچ‌یک سندی، حتی ضعیف ندارد.

۲٫    مکالمه‌های طولانی طفل در زمان های مختلف؛ در هیچ‌یک از مصادر نیامده و شاید بتوان در حد کمی که در محدوده زبان حال بگنجد، به آن احترام گذاشت.

۳٫    ماجرای جمع‌کردن هیزم و سنگ‌ها توسط امام حسین علیه‌السلام؛ این‌که امام حسین علیه‌السلام در شب عاشورا هیزم‌ها و سنگ‌ها را از صحرا جمع می‌کردند و در جواب سایرین می‌فرمایند فردا دخترم رقیه پابرهنه در این بیابان خواهد دوید. این ماجرا بیشتر در اشعار بیان می‌شود و هیچ اصل و سندی در منابع تاریخی ندارد.

۴٫    پیاده‌دویدن حضرت رقیه بعد از واقعه عاشورا و آتش‌گرفتن دامن ایشان؛ این نیز در هیچ منبعی نیامده است.

۵٫    ماجرای صدقه‌ای که در طول اسارت زنی به حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها می‌دهد و حضرت زینب سلام‌الله‌علیها عصبانی می‌شود؛ نیز هیچ اصلی ندارد.

۶٫    مکالمه حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها  با سر پدر بر بالای نیزه؛ که به روضه کشیده شده است نیز هیچ سندی ندارد.

۷٫    ماجرای خواب‌دیدن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها و نوع خوابی که در خرابه دیده؛ این ماجرا که روضه‌خوانان به صورت‌های مختلف نقل کرده و به راوی‌های مختلفی که حضور ندارند استناد می‌دهند نیز هیچ منبعی ندارد.

۸٫    شماتت دختر یزید نسبت به حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها؛ نیز سندیتی ندارد و ساختگی است.

۹٫    چند روز بر در خرابه ایستادن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها تا پدر بازگردد که به دنبال آن قضیه تشت و سر بریده اتفاق می‌افتد؛ نیز واقعیت ندارد.

۱۰٫    عقب‌ماندن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها از کاروان و گم‌شدن ایشان و ماجراهای مرتبط با آن؛ نیز در منابع تاریخی نیامده است.

احمدی‌جلفایی در انتها تأکید کرد: لازم است احتیاطات شرعی در بیان قضایای منتسب به اهل بیت علیهم‌السلام مورد دقت قرار بگیرد؛ مبادا قضایایی گفته شود که اصل ماهیت نهضت عاشورا را زیر سؤال ببرد. در این میان باید وجود ناظران خارجی و فرامذهبی را نیز در نظر داشت که گفته‌ها، خوانده‌ها و روضه‌های ما را رصد کرده و بررسی می‌کنند و اگر دروغ‌بودن برخی از این قضایا را بتوانند ثابت کنند با اتکای به آن‌ها جرأت یافته و اصل مکتب تشیع را زیر سؤال می‌برند. نکته دیگر آن است که احتمال می رود این قضایا، دروغ واضح به حساب آمده و دروغ‌بستن بر ایمه‌اطهار علیهم‌السلام نیز گناه کبیره به حساب می‌آید.

منبع: مهرخانه