دفاع مقدس؛ حکایات درس‌آموز والفجر و تجربیّات فکّه

هفدهم بهمن ماه، سالروز آغاز عملیات والفجر مقدماتی است؛ عملیاتی که نقش ستون پنجم دشمن در آن بسیار برجسته بود و تجربیات فراوانی برای جبهه خودی داشت.

به گزارش زنان خبر،گروه فرهنگ: هفدهم بهمن ماه، یادآور سالروز عملیات «والفجر مقدماتی» در ایام دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است؛ عملیاتی که در زمستان سال ۱۳۶۱ و در ادامه عملیات موفقیت آمیز محرّم، در محدوده فکّه و چزّابه تدارک دیده شد تا عُمق استراتژیک دشمن یعنی شهر العماره و تصرّف آن  به منظور تهدید همزمان برای دو شهر مهم دشمن یعنی بغداد و بصره -، به عنوان هدف نهایی این عملیات تعیین شود.

باید گفت دلیل انتخاب منطقه رملی فکّه برای این عملیات، این نکته است که در آن زمان، تجهیزات دشمن نسبت به تجهیزات لشکر اسلام برتر بود و از این رو، فرماندهان اسلام مجبور بودند تا در طراحی عملیاتها، شرایطی سخت را به دشمن تحمیل کنند تا با توجه به شدت ایمان و استواری رزمندگان اسلام، این نکته به عنوان برگ برنده ای برای جبهه داخلی تلقی شود.

اینچنین بود که در ساعت ۲۱ و سی دقیقه روز هفدهم بهمن ماه سال ۱۳۶۱ و با رمز مقدس «یا الله یا الله یا الله» این عملیات آغاز شد.

باید گفت در این عملیات، قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) با سه زیر مجموعه خود یعنی قرارگاه کربلا، قُدس و نجف، به میدان آمدند و لشکرها و تیپها و گردانهای بسیاری را بسیج کردند.

در این عملیات لشکرهایی مانند لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب(ع) و لشکر ۱۴ امام حسین(ع) به عنوان زیرمجموعه‌های قرارگاه کربلا، لشکرهایی مانند لشکر ۸ نجف اشرف و لشکر ۴۱ ثارالله (ع) به عنوان زیرمجموعه‌های قرارگاه قدس و همچنین لشکرهایی مانند لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) و لشکر ۳۱ عاشورا، به عنوان زیرمجموعه‌های قرارگاه نجف وارد عملیات شدند و در عین حال، نیروهای ارتش و توپخانه آنان هم به یاری برادران سپاه پاسداران آمدند.

شروع عملیات نشان داد که رزمندگان در این عملیات، کار بسیار سختی را در پیش رو دارند؛ چراکه زمین و خاک رملی فکه، نیروهای فراوان کمین دشمن و همچنین زمین مسلّح به انواع مین و تله‌های انفجاری، تنها سه مورد از موانع موجود بر سر راه رزمندگان اسلام بود و علاوه بر اینها، دشمن با ایجاد موانع متعدد دیگر، راه پیشروی را بر دلاورمردان لشکر اسلام تنگ می‌کرد.

با این حال رزمندگان خطّ شکن لشکر اسلام توانستند به عُمق دشمن نفوذ کنند؛ اما عدم پشتیبانی از این نیروهای خط شکن و نرسیدن مهمّات به آنها، سبب شد تا جمعی از رزمندگان ما در محاصره دشمن گرفتار آیند.

بر این اساس، نیروهای دیگری از سپاه و ارتش برای شکستن محاصره، توجیه شدند و با توجه به دشواری‌های مختلف عملیات و موانع فراوان دشمن، به آنان گفته شد که تنها اگر برای شهادت آماده اند، در این عملیات شرکت کنند و گرنه می‌توانند در همان منطقه خود بمانند و یا به پشت جبهه نقل مکان کنند.

نقل است که یکی از فرماندهان در آن شب در جمع رزمندگان چنین گفت: «قَدَرترین گردان‌های ما در این عملیات به خط زده اند؛ اما نشد کاری پیش ببرند؛ چراکه عَقَبه ی دشمن قوی بود و توانست نیروهایمان را عقب بزند و الان برادرهای ما در محاصره هستند. ما هم بر حسب تکلیف جلو می‌رویم؛  چندان امیدی هم برای پیروزی در کار نیست و فقط می‌ خواهیم برویم خط را بشکنیم تا بتوانیم نیروهایمان را از محاصره در بیاوریم.»

به هر حال این پشتیبانی هم به دلیل موانع بسیار ایجاد شده توسط دشمن، نتیجه نداد و تنها بخشی ار نیروها از محاصره رهایی یافتند و البته سه روز بعد، مرحله دوم عملیات هم با موفقیت همراه نبود تا والفجر مقدماتی، خاطره ای تلخ در تاریخ عملیاتهای دوران دفاع مقدس باشد؛ اگرچه عملیاتهای بعدی والفجر، موفقیت‌های نسبی برای رزمندگان اسلام به دنبال داشت.

بعدها که رژیم ظالم بعثی سقوط کرد؛ اسناد به جای مانده از رژیم بعث در آرشیو سرّی سازمان امنیت آنان نشان داد که سرشاخه‌های به جای مانده از جریان بنی صدر خائن در کشور، اطلاعات و اسرار این عملیات را در قبال دریافت دلارهایی هنگفت، به رژیم بعث فروخته اند؛ اطلاعاتی که سبب شد تا مراحل شناسایی منطقه برای اجرای این عملیات توسط سردارانی مانند حسن باقری یا مجید بقایی هم به شهادت آنان منجر شود.

به هر حال تجربه‌های به دست آمده از والفجر مقدماتی سبب شد تا فرماندهان سپاه و ارتش، این سه نکته کلیدی را برای عملیات‌های بعدی مدّ نظر قرار دهند:

یک. مناطق با عُمق زیاد برای عملیات انتخاب نشود؛

دو. عملیات‌های بعدی در مناطق عاری از نقاط قوت دشمن تدارک دیده شود؛

سه. سایر برنامه ریزی‌ها برای انجام عملیات، در مناطقی تدارک دیده شود که ضعف‌های نیروهای خودی در آن مناطق کمتر باشد.

به هر حال محاصره نیروهای لشکر اسلام در عملیات والفجر مقدماتی سبب شد تا برخی از بهترین جوانان این آب و خاک، به شکل دسته جمعی به شهادت برسند که در این بین، شهادت جمع زیادی از رزمندگان در گودال قتلگاه فکه (حدود ۱۲۰ شهید)، دردآور بود؛ گودالی که در آن منطقه عملیاتی و به منظور استقرار موقت شهدای عملیات و درمان موقت مجروحان عملیات تدارک دیده شده بود؛ اما با تسلط دشمن بر آن، هم برخی مجروحان به اسارت برده شده و هم مجموعه شهدای واقع در آن گودال، به صورت دسته جمعی مدفون شدند تا پیکر مطهر بسیاری از آنان، در تفحصهای پس از جنگ به دست آید و بسیاری از خانواده‌های رزمندگان شرکت کننده در عملیات والفجر مقدماتی، پس از مدتها، نشانی از رزمنده خود بیابند و از انتظار به سر آیند.

و اما فکه در دوران پس از جنگ هم خبرساز شد؛ آنجا که خبر تفحص پیکر همین ۱۲۰ شهید قتلگاه فکّه، هنرمند متعهد یعنی سید مرتضی آوینی را هم به آن منطقه کشاند تا وی هم در همان موقعیت، به همرزمان شهیدش بپیوندد.

کوتاه سخن آنکه والفجر مقدماتی اگرچه یادآور خاطراتی تلخ است؛ اما در عین حال تجربه‌های به دست آمده از آن، مجموعه عملیاتهای بعدی والفجر را کلید زد تا نمایش دیگری از ایثار و صلابت فرزندان این آب و خاک باشد.

و اکنون در سی و پنجمین سالروز این عملیات، یاد و خاطره شهدای مظلوم عملیات والفجر مقدماتی و البته، همه شهدای انقلاب و دفاع مقدس را گرامی‌می‌داریم و به روحشان درود می‌فرستیم.
مهر

انتهای متن/*