تعداد کم آیات حجاب در قرآن، دلیل کم اهمییتی حجاب است!!!!

ببین خانم فکر نکن من بدون هیچ مطالعه ای دارم در این مورد باهات بحث میکنم من خودم در این مورد تحقیق کردم و میدونم که به جز چند ایه در هیچ کجای قرآن امر به حجاب نشده اون هم با اون تفاصیلی که شما محجبه ها میکنین مثل اینکه گردی صورت و کفین فقط باید پیدا باشه و حتی یک تار موهم نباید از روسری بیرون باشه، یا این نکته که برجستگی های بدن پیدا نباشه به نظرم اینا رو دیگه خودتون به دین اضافه کردید و همش یه مشت اعتقادات من دراوردیه!!!!

چند روز پیش داخل مترو بودم که صحبت های دو تا دختر جوان توجهم رو جلب کرد ؛ علت این جلب توجه، تفاوت شدید ظاهری بین این دو دختر بود وبحثی که در ارتباط با حجاب بین این دونفر به وجود آمده بود، از ابتدا در جریان صحبتهایشان قرار نگرفتم ولی انگار واقعا یه مناظره علمی بینشون به وجود آمده بود و همه خانم های کنار من هم انگار که بخوان پخش زنده این مناظره رو ببین ساکت گوش می کردند از صحبت هایشان متوجه شدم اسم یکی سونیا و دیگری زهراست و مناظره ای که به نظرم جالب اومد و من هم مثل بقیه خانم ها گوش دادم تا ببینم این مناظره جدی به کجا می رسه:

 

 

 

به جز چند ایه در هیچ کجای قرآن امر به حجاب نشده

 

 

سونیا :  نه شما یه لحظه صبر کن یه سوال دارم دوست دارم بی تعصب به سوالم جواب بدی

 

زهرا: بفرما گلم در خدمتم

 

 

-شما قائل به این هستید که حجاب و پوشش یه امر واجبه و فرد متخلف گرفتار عذاب الهی میشه درسته

 

 

-بله گلم دقیقا

 

 

خوب از کجا اینقدر مطمئن هستید که با کسانی که بی حجاب وارد جامعه بشوند اینطور سخت برخورد کرده و حتی گاهی کار به بازداشت هم میرسه؟!

 

 

زهرا: عزیز جان این یه امر الهی هست که توی قران هم در چند آیه از اون نام برده شده و خداوند مستقیما در این ایات امر به حجاب کرده

 

 

سونیا:  ببین خانم فکر نکن من بدون هیچ مطالعه ای دارم در این مورد باهات بحث میکنم من خودم در این مورد تحقیق کردم و میدونم که به جز چند ایه در هیچ کجای قرآن امر به حجاب نشده اون هم با اون تفاصیلی که شما محجبه ها میکنین مثل اینکه گردی صورت و کفین فقط باید پیدا باشه و حتی یک تار موهم نباید از روسری بیرون باشه، یا این نکته که برجستگی های بدن پیدا نباشه  به نظرم اینا رو دیگه خودتون به دین اضافه کردید و همش یه مشت اعتقادات من دراوردیه

 

 

زهرا:  این خیلی عالیه که شما در این مورد تحقیق کردید و حتی به آیات قران هم رجوع کردید و من به شما تبریک میگم ولی آیا به نظرتون تحقیقاتتون کامل بوده آیا نفس خواندن آیه و معنای اون برای اجرای این حکمی که برای قائلین به حجاب صادر میکنید کافیه؟!

 

 

بزار با یه مثال ساده منظورم رو واضح کنم اگر شما به فرض مثال بخواهید یه ماشین لباسشویی بخرید همینکه به مارکش نگاه کنید میتونید به طرز کار کردنش هم پی ببرید و نیازی به توضیحات بیشتر از طرف فروشنده که نماینده ی کارخونه ی تولید کنندس ندارید؟! مسلما حرفم رو تایید میکنید

 

 

 

 

حکم تمامی احکام در قرآن نیامده است

 

 

حالا بریم سر این حرف شما که میگید چند تا آیه بیشتر در مورد حجاب توی قرآن نیومده پس باید گفت نباید خیلی امر مهمی باشه و نباید اینقدر بهش اهمیت داد !!!

 

 

عزیز من اولا خداوند در قران فرموده “و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین” یعنی هیچ تر و خشکی وجود نداره مگر اینکه خداوند در موردش در قرآن حرف زده حالا از نظر شما چقدر موضوع در زندگی انسانی هست که باید به اون پرداخته بشه و از طرف خداوند براش حکم صادر بشه؟!

 

 

قطعا حرف های زیادی هست که خدا با بندش داره و از طرفی اگه میخواست بیش از حد  درباره ی هر کدوم توضیح بده باید هزاران جلد کتاب مینوشت که شاید هیچ کس تا آخر عمر فرصت خواندن کل قرآن رو پیدا نمیکرد!!!

 

 

لذا در اکثر موارد خداوند به صورت بسیار خلاصه در حد چند آیه یا حتی در حد یک کلمه حکم چیزی را صادر میکند و بعد این کار مفسرین و افراد اهل علم است که با مراجعه به احادیث و روایات معصومین این آیات به ظاهر اندک ولی پر از حرف رو توضیح داده و تفسیر کنند.

 

 

 

سونیا: خب حالا قبول که آیه اومده در این باب ولی یعنی حکم به این مهمی چه اشکالی داشت خدا یکم بیشتر در موردش توضیح میداد؟ به نظر من این خودش نشانه ای از بی اهمیتی این مورد هست و خداوند میخواسته بگه خوبه که این کار رو انجام بدین نه اینجوری که تو کشور ما دخترا و زنها رو مجبور به رعایت حجاب میکنند. دختر محجبه با تسلط بیشتر به صحبت هایش ادامه داد و گفت:

 

 

 

 

 

 در کل آیات قرآن ما فقط۵۰۰ آیه در مورد احکام داریم که با توجه به زیادی احکام سهم آیات مربوط به حجاب سهم کمی نیست!!!!

 

 

شاید باورت نشه ولی در برخی از ابواب فقهی ما اصلا هیچ آیه ای در قرآن نداریم بلکه بعدها توسط پیامبر (صل الله علیه وآله)  یا ائمه اطهار به صورت مفصل و مشروح بیان شده که در آیه ی” فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ” خداوند  انسانها رو دعوت به پرس و جو از اهل ذکر (که همان اهل بیت هستند) کرده.

 

 

مثلا در مورد احکام حج یا خمس آیات بسیار کم اند یا مثلا آیا میتوانی آیه ای در قرآن پیدا کنی که بگه ۱۷ رکعت نماز بخوانید چند رکعت صبح و ظهر و شب؟!! یا اینکه کیفیت پوشش در نماز در چه حد هست؟!آیا میشه این امر رو دلیل بی اهمیتی این احکام  دانست؟!!!

 

 

یا در کل کل قرآن به صورت واضح اسمی از ائمه یا حضرت زهرا و امام علی آورده نشده بلکه از تفسیر برخی آیات میشه پی به اهمیت وجودی ایشان برد که طبق روایات کل عالم به خاطر وجود این عزیزان برپا شده!!!!!

 

نه گلم این نمیتونه دلیل محکمی برای رد کردن حجاب باشه؛ در اهمیت مسئله ی حجاب همین بس که در روایات و سیره ی مسلمین نگاه خاصی به آن شده و کتاب ها و تالیفات بسیاری در این باب موجود است.

 

 

در خصوص پوشش موی سر هم اگه تو کل اعصار بگردی هیچ دوره ای در تاریخ پیامبران نبوده که قومی بی حجاب بوده باشند بلکه این امر حتی در قرن ها پیش از اسلام هم بین مردم رعایت میشده حتی در برخی ادیان برای حفظ حجاب توسط زن از دین ما هم بیشتر سخت گیری میشده!!!

 

 

لذا میشه گفت یک علت این امر که تاکید زیادی بر اون نشده این بوده که در کل امر حجاب یه امر تثبیت شده بوده در جامعه و عموم زنان اون زمان پوشش داشته اند منتها خداوند در این آیات کیفیت پوشش و اینکه چه جاهایی از بدن باید پوشانده بشه رو مورد بحث قرار داده

 

 

 

دختر بی حجاب که موضوع براش جالب شده بود در عین اینکه میخواست روی حرف خودش تاکید کند گفت خب میشه یه توضیحی در مورد آیات حجاب برایم بدهی؟

 

 

دختر محجبه که بسیار مسلط بود گفت با کمال میل؛ ببین عزیز جان در آیه ی ۳۱ سوره ی نور آمده

 

” وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ”

 

 

یعنی به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را (از هر نامحرمی) فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیور های خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه ی خود فرو اندازند”

 

جالبه بدونی که شان نزول اون از این قرار بوده که یک روز یک زن عرب زیبا روی روسریش رو از پشت گوشهاش رد کرده بوده و سینه و گلویش پیدا بوده یک جوان از کنارش عبور میکنه و اونقدر محو تماشای او میشه که استخوانی که در دیوار بوده رو نمیبینه و صورتش شدیدا مجروح میشه اون جوان با خودش میگه من الان پیش پیامبر میروم و این موضوع رو باهاش در میان میگزارم که همون وقت جبرئیل نازل میشه و اعلان میکنه که؛ ای پیامبر، به زنان مومنه بگو روسری هاشون رو تا زیر سینه بیاندازند تا برجستگی بدن اونها و زیبایی هاشون پیدا نشه یعنی در واقع اینجا نه تنها پوشاندن مو رو یه امر بدیهی دانسته بلکه خواستار پوشاندن مقدار بیشتری از بدن از جمله برجستگیه سینه شده است (تفسیر نمونه ج ۱۴ ص)۴۳۶

 

 

و لفظ خمار در فرهنگ لغت یعنی روسری که با آن سر را میپوشانند.

 

 

 

 

سونیا اخمهاشو کرد توی هم گفت: خب دلیل نمیشه وقتی آقایون نمیتونند جلوی چشماشون رو بگیرن رنها خودشون رو بپیچندتو لحاف و پتو که؟!

 

 

زهرا لبخندی زد و گفت خدا هم نخواسته برن زیر لحاف و پتو بلکه گفته برای حفظ امنیت خودتونم که شده همه جای بدن غیر از گردی صورت و دو کف دستت رو بپوشون و در جاش هم حساب اون آقایی که نمیتونه جلوی چشماش رو بگیره رسیدگی میکنه، ولی از من خانم خواسته تا این حد خودم رو بپوشونم و کسی که تا این حد خودش رو و زیبایی های بدنش رو از دید نامحرم مخفی نگه داره هم خودش از شر اشرار بیشتر در امان میمونه و هم باعث گناه جوان های کوچه و خیابون نمیشه!!!

 

 

 

 تو تصور کن من محجبه که میرم بیرون بیشتر جلب توجه میکنم یا اون دختری که موهاشو هفت رنگ میکنه،لباس جذب و کوتاه میپوشه و هفت قلم آرایش میکنه؟ قبول کن که حتی زنان هم وقتی چین افرادی رو میبینند ناخواسته نگاهشون میکنند، دیگه فکر کن یه جوان بی زن دم بخت با دیدن چنین چهره ای چه حس و حالی بهش دست میده!!! از جهتی این پوشش یه احترام است که ما به خودمان و شخصیتمان میگزاریم.

 

 

یه جا خوندم جنازه ی ییک دختر بعد از ۱۳۷ سال سالم پیدا شده که بستگانش اونو با حجاب کامل دفن کرده بودند و از اینجا میشه به این پی برد که برای احترام هرچه بیشتر و برای حفظ شخصیت خود زنان است که خداوند چنین حکمی را صادر کرده.

 

 

مثلا در آیه ی ۵۹ احزاب اومده”:یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا”

 

ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو پوششهای خود را بر تن فروگیرند این برای آنکه شناخته شده و مورد آزار قرار نگیرند(به احتیاط)نزدیک تر است و خدا آمرزنده و مهربان است”

 

 

اینجا کیفیت حجاب رو بالاتر برده و از جلباب سخن به میان آمده “جلباب”در فرهنگ لغت کنایه از پوششی است که هم سینه و هم سر را میپوشاند چیزی شبیه مغنعه ی بلند یا همان چادر امروزی

 

 

 

سونیا از اینکه جواب بسیاری از سوالاتش رو داشت از زبان یه فرد محجبه میگرفت، فردی که همیشه توی ذهنش اون رو امل و تند رو تصور میکرد .

 

 

 

 

 

اینبار سونیا با لحن آرام تر از زهرا پرسید خب اون وجه و کفین که مدعیش هستید رو از کدوم آیه برداشت میکنی؟

 

 

 

زهرا گفت این امر از روایتی که مربوط به پیامبر است برداشت شده:

 

 

روزی اسماء دختر ابوبکر (خواهر عایشه) بر پیامبر وارد شد در حالی که لباس نازکی پوشیده بود که پیامبر از اون روشو برگردوند و فرمود:ای اسماء، زن هنگامی که به مرحله ی حیض رسید، شایسته نیست که جز چهره و دو دستش تا مچ، دیده شود و ایشان به چهره و دو کف دست خود اشاره فرمودند.

 

 

یا در حدیثی از پیامبر در شب معراج آمده است:”زنی را دیدم که با موهای سر آویزان بود و آتش از مغز سر او زبانه میکشید. پرسیدم: این خانم کیست ؟جبرئیل پاسخ داد:” او زنی بوده که موهای سر خود را از نامحرمان نمی پوشاند(بحار الانوار جلد ۸ صفحه ی ۳۰۹)

 

 

 

در این حین زهرا به سونیا گفت:ببین خواهرم چند نوع خانم مخالف حجاب در جامعه داریم؛

 

 

 

دسته ی اول: آنهایی اند که زبیخ منکر دین و اسلام هستند و از روی اجبار لچک کوچکی بر سر میگذارند تا انگشت نما نشوند.

 

 

 

دسته ی دوم: کسانی هستند که منکر دین و خدا و پیغمبر نیستند ولی به نوعی با برخی احکام دین مانند حجاب سازگار نبوده و میگویند نماز و روزه و…. رو قبول داریم ولی نمیتوانیم امر حجاب را قبول کنیم.

 

 

 

دسته ی سوم: عده ی دیگری هم هستند که نه تنها اسلام را قبول دارند و همه ی احکام آن را اجرا میکنند بلکه تمامی احکام را با تحقیق و تفحص بررسی میکنند اما در زمینه ی احکامی مانند این امر به این نتیجه میرسند که مثلا به قول شما چون در آیات تاکید زیادی بر آن نشده است پس اهمیت ویژه ای نداشته و نمیتوان از آن تحت عنوان یک امر واجب نام برد در حالی که همانگونه که گفتم تعداد کم آیات به هیچ عنوان دلیل بر کم اهمیت بودن و عدم وجوب حجاب نمیکند.

 

 

 

عزیزم نمیدانم تا چه اندازه توانستم در این امر شما را قانع کنم ولی از آنجایی که حس میکنم نه تنها شما بلکه بسیاری از دختران بد حجاب و بی حجاب در جامعه  ی ما جزء دسته ی سوم هستند  دوست دارم یک نصیحت خواهرانه به شما بکنم؛

 

 

شما که دختری ترگل برگل و زیبا هستید و ذر بهار زندگی به سر میبرید مورد توجه بسیاری از افراد  سود جو قرار دارید که اگر حجاب خویش را رعایت کنید احتمال اینکه این افراد شما را به عنوان طعمه ی هوسرانی های خود قرار دهند یا لااقل به چشم بد به شما نگاه کنند بسیار اندک است چراکه اکثر مردان بر این باورند که اگر دختری گوهر زیباییش را در معرض دید آنها قرار دهد این گوهر بدل است و تاراجش بلا مانع، بی دردسر و بی عقوبت خواهد بود و بدون هیچ واهمه ای خود را محق میدانند که این گوهر بدل را برای خود نمایی پیش دیگران هم که شده چند روزی استفاده کنند و بعد هم…در حالی که حجاب من امانتی است الهی که خداوند زن را شایسته ی امانت داری دانسته است!

 

 

 

از نظر من یک بانوی محجبه دو پیام برای اطرافیان خویش به همراه دارد:

 

 

اول : آنکه من انسانی هستم محترم و حاضر نیستم با نشان دادن زینتهای خدادی ام به غیر محارم به احدی اجازه ی تجاور به حریم مقدسم را بدهم.

 

 

 

دوم: آنکه آنقدر وجود و جمال عقلی و فکری خویش را با ارزش میدانم که به هیچ وجه نیاز به خودنمایی و حراج زینتهای ظهری خویش ندارم.

 

 

پس از این حرف زهرا؛ هر دوی آنها یا بهتر است بگویم هر سه ی ما به فکر فرو رفتیم با خود گفتم واقعا گوهر وجودی یک دختر جوان آنقدر بی ارزش است که خویش را بی هیچ پروایی همچون عروسان در شب عروسی آنقدر در ملاء عام بیاراید که دیگر نشود حرمت و تقدسی برای آن گوهر اصل یافت؟  آیا نه این است که آراستن صورت نهایتا مورد رضایت مخلوق است در حالی که این آرایش سیرت است که مورد رضایت خالق است؟ و….؟؟؟؟؟

 

 

منبع:  با حجاب