• تاریخ: ۲۳/۰۷/۱۳۹۳
  • شناسه خبر: 11227

انیمیشن‌های کودکانه یا سلاح نرم غربی ها علیه جوانان

هنرهای دیجیتال ( بازی های رایانه ای، انیمیشن و…) به لحاظ  تاثیر گذاری خود در زمینه فرهنگ سازی، رشد و تکوین شخصیت فرهنگی  وعلمی و ایفای نقش های آموزشی و کمک آموزشی و همچنین پر کردن بخشی از اوقات فراقت گروه های سنی مختلف جامعه از جایگاه ویژه و مهمی برخوردار می باشند. بنابر این

هنرهای دیجیتال ( بازی های رایانه ای، انیمیشن و…) به لحاظ  تاثیر گذاری خود در زمینه فرهنگ سازی، رشد و تکوین شخصیت فرهنگی  وعلمی و ایفای نقش های آموزشی و کمک آموزشی و همچنین پر کردن بخشی از اوقات فراقت گروه های سنی مختلف جامعه از جایگاه ویژه و مهمی برخوردار می باشند.

بنابر این امروزه این هنر، صنعت، رسانه  به عنوان یکی از مهمترین و موثر ترین ابزار جنگ نرم بر علیه جامعه هدف توسط حکومتها و دولتها بکار گرفته می شود و اکثر غالب حکومتها بخش قابل توجهی از بودجه خود را به این امر اختصاص میدهند تا بتوانند به اهداف خود مطمئن تر دست یابند…!

اثرات مخرب رسانه های تصویری بر کودکان

وقتی برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت فرزندان، متناسب با نیازهای روحی و جسمی آنها صورت نمی‌گیرد، کودکان و نوجوانان تصور می‌کنند که بیشتر وقت‌شان را باید برای تماشای تلویزیون و بازی‌های کامپیوتری که بیشترشان هم خشونت آمیزند، صرف کنند؛ در حالی که ضایعه ناشی از تماشای کارتون‌ها یا انجام بازی‌های خشن، کمتر از خشونت‌های اجتماعی نیست.

علت گرایش کودکان و نوجوانان به بازی‌های کامپیوتری یا کارتون‌های خشن؟

ارضا شدن حس هیجان و رقابت‌خواهی است که در قالب این نوع برنامه‌ها نهفته است و از نیازهای روحی این مقاطع سنی محسوب می‌شود.

غرب، انیمیشن، پیام های پنهان و تاثیر در افکار کودک

هالیوود از زمان تشکیل خود تاکنون به شدت تحت نفوذ تفکرات صهیونیستی بود و این سرمایه داران صهیونیسم جهانی بودند که افکار برنامه سازان آن را هدایت می‌کردند. صهیونیسم حاکم بر هالیوود که هر روز تلاش دارد تا دامنه سیطره خود را بر شرکت‌های دیگر فیلم و انیمیشن سازی با خرید سهام یا نفوذ بر افکار گسترش دهد هرچند اقتصاد و به دست آوردن درآمد را از مهمترین اولویت‌های خود معرفی می‌کند، با مروری بر آثار تولیدی آنها به ویژه در بخش انیمیشن، این باور به شدت تقویت می‌شود که در پس این صنعت پول ساز، قطعا ایدئولوژی و تفکر خاصی نهفته که قرار است به کمک سرمایه و تکنیک در جهان گسترش یابد.

به عبارت دیگر…

شرکت‌های انیمیشن سازی، تنها برای همان ساعتی که کودکان ما انیمیشن تولیدی آنها را می بیند، برنامه ریزی نمی کنند، بلکه تلاش می‌کنند تا فکر و ذهن کودک را حتی در رختخواب شبانه و بازی های کودکانه اش متوجه رفتار و موضوع مورد نظر خود نمایند

از این روی، می توان گفت

نه تنها کودکان معصوم، بلکه والدین هم نمی توانند تصور کنند در پی این زیبایی ها و لطافت، ممکن است یک جهان بینی خاص و خارق العاده با اهداف بلند مدت نهفته باشد که می خواهد، چهره فرهنگ های خاص جهان را به چهره ای واحد و مطلوب سرمایه داران صهیونیسم بدل کند.

این نکته انکارناشدنی است که

یهودیت صهیونیست به یاری سرمایه های هنگفت (و البته ‌اندیشه و برنامه ریزی دراز مدت) توانسته است در عرصه فرهنگ، گوی سبقت را از دیگر رقبای جهانی برباید و از این ابزار قدرتمند در راستای رسیدن به اهداف جهانی خود استفاده نماید؛

بن تن، دوست یا دشمن؟

بن تن در کنار بسیاری از انیمیشن های جدید فیلمی است که بسیای مورد توجه پسر بچه ها و گاهی هم دختر بچه هاست. انتخاب قهرمان این فیلم به نام بن تن پسر بچه ای که به واسطه ساعت استثنایی خود که ارمغانی از موجودات فضایی و شهاب سنگی است که در نزدیکی او به زمین خورده، قدرت های خارق العاده ای دارد به گونه ای باعث همزادپنداری کودکان با این شخصیت شده که البته کودکان ایران از این قائله مستثنی نیستند، بخصوص اینکه ما ید طولایی در کم توجهی به خوراک فرهنگی کودکانمان داریم.

امان از بن تن… !

بن تن از آن دسته انیمیشن هایی است که از لحاظ فنی و در نگاه حرفه ای در ردیف آثار درجه سه در بخش کودکان است ولی متاسفانه با استفاده مناسب از جذابیت هایی مثل رنگ های تند و برخی ویژگی های انیمیشنی توانسته مخاطبان خود را در برخی کشورها پیدا کند.

ولی با این وجود و در نتیجه بی توجهی ها به انتخاب فیلم برای کودکان بن تن توانسته در بین کودکان آسیای جنوبی و از جمله ایران طرفداران خود را پیدا کند.

افرادی که به چنین مسائلی توجه دارند با مشاهده حرکات “بن تنی” در بین کودکان خانواده و اطرافیان مطمئنا به این موضوع فکر می کند که با در اختیار گذاشتن چنین فیلم هایی برای فرزندانمان چه به سر دنیای لطیف کودکانمان می آوریم.

در عرصه تبلیغات اینترنتی هم شاهد تبلیغ ساعت پروژکتوری بن تنی هستیم که با شعار کودکان خود را هیجان زده کنید، هیجان انگیزترین قهرمان دنیای کودکان” مواجه می شویم که خوب در نوع خود جای تامل دارد.

آنچه کودک امروز ایرانی نیاز دارد

سال هاست بازار انیمیشن‌های هالیوودی در ایران داغ شده است. این انیمیشن‌ها به سرعت و با سطحی نگری بسیار دوبله و به راحتی از رسانه ملی پخش می‌شوند، بدون هیچ نظارتی. آنچه گفتیم، به این معنی نیست که انیمیشن خوبی در آن سوی مرزها تولید نمی‌شود، بلکه همسویی همه جانبه متولیان فرهنگی کشور با برجسته شدن تعداد خاصی از این محصولات است که پرسش برانگیز است و اینکه چرا در این همه سالها و با بروز و ظهور تکنولوژی‌های پیشرفته وارداتی در کشور، هنوز شاهد رشد صنعت انیمیشن در ایران نشده ایم؟!

در عوض به نظر می‌رسد در عرصه تولیدات کودک عقبگرد کرده و سیر نزولی یافته ایم! هنوز بزرگتر‌های ما «علی کوچولو»، «زهره و زهرا»، «هادی و هدی»، «هشیار و بیدار»، «آفتاب و مهتاب»، «خونه مادر بزرگه» را از یاد نبرده‌اند.
مگر همین «مدرسه موش ها» نبود که کشور ژاپن با افتخار آن را از ما خرید؟‌!
مگر همین «کلاه قرمزی و پسرخاله» نبود که در جامعه آن همه موج ایجاد کرد؟!
ما را چه شده که امروز آن همه نبوغ را فراموش کرده ایم و به جای توجه به هنرمندان با ذوق و توانایمان دنبال آثار مبتذل غربی می‌گردیم؟!

آنچه کودک امروز ایرانی نیاز دارد، نه «فوتبالیست ها»ست و نه «سند باد» جعلی غربی‌ها. کودک ایرانی به فیلمها و انیمیشن های پر محتوایی نیاز دارد که بر پایه داستان های جذاب و غرور آفرین ملی و آموزه‌های اسلامی تولید شده باشد؛ «رستم و سهراب» و «آرش» چه اشکالی دارند که دست به دامن «سوپرمن» و “پسر جهنمی”شده ایم؟!
«بوعلی»، پسر دانای ایرانی چه ایرادی دارد که «ای کیو سان» باید نماد دانایی برای کودک ما باشد و در نهایت کجای فرهنگ اسلامی ما ناقص است که باید کودک ما را همسو با برنامه ریزی صهیونیسم جهانی به سوی بودیسم سوق دهیم؟

 منبع: شاخه طوبی