آزار و اذیت دو دختر جوان

آزار و اذیت دو دختر جوان در یک مبل فروشی

فرار از خانه، برای ۸ دختر و پسر جوان دردسرساز شد و ۶ پسر را در یک پرونده سیاه متهم کرد. به گزارش زنان خبر؛ سی‌ام تیرماه سال جاری با ادعاهای دو خانواده کرجی که دخترانشان به نام‌های «شبنم» و «گیتی» ناپدید شده‌اند، پلیس تحقیقات خود را برای یافتن سرنخی از آنان آغاز کرد. مادر […]

فرار از خانه، برای ۸ دختر و پسر جوان دردسرساز شد و ۶ پسر را در یک پرونده سیاه متهم کرد.

به گزارش زنان خبر؛ سی‌ام تیرماه سال جاری با ادعاهای دو خانواده کرجی که دخترانشان به نام‌های «شبنم» و «گیتی» ناپدید شده‌اند، پلیس تحقیقات خود را برای یافتن سرنخی از آنان آغاز کرد.

مادر شبنم -یکی از دخترها- به بازپرس پرونده گفت: عصر بود که دخترم شبنم به همراه دوستش برای خرید از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. هر چه چشم به راه ماندم به خانه نیامد.

چند بار با موبایلش تماس گرفتم وقتی دیدم از دسترس خارج است دلواپس شدم تا این‌ که موبایلش خاموش شد. ابتدا احتمال دادم شاید به خانه دوستانشان رفته باشند اما کسی از آنان خبر نداشت،حالا چهار شبانه روز است از ناپدید شدن دخترم و دوستش گیتی می‌گذرد و نگرانم که گرفتار سرنوشت بدی شده باشند.

در حالی که تلاش پلیس کرج برای کشف راز گم شدن دو دختر ۲۳ و ۱۷ ساله ادامه داشت، دو دختران جوان با چهره‌ای برافروخته به کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر یافت‌آباد تهران رفتند و سرنوشت سیاهی را پیش روی مأموران قرار دادند و خواستار ردیابی گروهی ابلیس و سنگدل شدند.

شبنم در بازجویی‌ها ادعا کرد: سه ماه پیش برای خرید به همراه مادرم به شهرک ولیعصر یافت‌آباد رفتم خیلی اتفاقی با پسری به نام «عیسی» آشنا شدم. از آن روز به بعد هر از گاهی تلفنی با این پسر در ارتباط بودم تا این‌ که پیشنهاد داد با هم قرار ملاقات بگذاریم، از آنجا که من در کرج زندگی می‌کردم، او برای دیدنم به کرج آمد تا اینکه ۲۹ تیرماه عیسی از من خواست یکدیگر را ملاقات کنیم. من هم از دوستم گیتی که در همسایگی‌‌ مان زندگی‌ می‌کند خواستم همراهم بیاید.

به همراه گیتی برای دیدن عیسی به حیدرآباد کرج رفتیم. دقایقی بعد عیسی با دوستش یحیی سررسید، سوار پراید سفید رنگ دوست عیسی شدیم و به سمت تهران حرکت کردیم. هوا تاریک شده بود، عیسی، من و گیتی را به خانه عمویش در شهرک ولیعصر برد. یک شب را آنجا ماندیم و فردای آن روز ما را به پسری به نام «وحید» که خانه مجردی داشت، معرفی کرد. چند شب در خانه وحید بودیم تا اینکه یک شب به همراه یحیی و عیسی برای تفریح به پارک قائم رفتیم. در آنجا سه پسر ناشناس با تهدید، من و گیتی را سوار خودرو پراید سفید رنگی کردند و به یک مبل فروشی در خیابان یاران شهرک ولیعصر بردند و ما را شکنجه کردند و سپس شبانه در خیابان رهایمان کردند.

همزمان زنگ گوشی گیتی به صدا درآمد. وقتی گوشی را برداشت وحید پشت خط بود از او خواستیم که به کمکمان بیاید. وحید دنبالمان آمد و ما را با خانه‌اش برد تا صبح آنجا بودیم. از آنجا که وحید، تحصیلدار یک شرکت خصوصی بود وقتی سرکار می‌رفت در را به روی ما قفل می‌‌کرد تا از خانه بیرون نرویم این پسر نیز چند روز ما را در خانه مجردی‌اش حبس کرد. اکنون از وحید به خاطر حبس در خانه و سه پسر ناشناس که تنها آدرس مبل‌ فروشی آنان را داریم شکایت و تقاضای رسیدگی داریم.

به دنبال ادعاهای این دو دختر، تیمی از مأموران کلانتری به دستور بازپرس شکری از شعبه چهارم دادسرای یافت‌آباد برای ردیابی و دستگیری متهمان وارد عمل شدند و با راهنمایی دو دختر فریب خورده عیسی، یحیی و وحید را به دام انداختند. عیسی در بازجویی‌ها اظهارات شبنم را کذب محض دانست و مدعی شد که روز حادثه شبنم به موبایلم زنگ زد و گفت به همراه دوستش گیتی از خانه فرار کرده و به شهرک ولیعصر آمده است.

از من خواست که به آنان سرپناه بدهم. من هم یک شب آنان را به خانه عمویم بردم و شب‌های دیگر به خانه مجردی وحید رفتند. من هیچ آزار و اذیتی به آنان نرساندم و تنها به آنان پناه دادم. وحید نیز در بازجویی‌ها ادعا کرد که من تنها به خاطر این شبنم و گیتی را در خانه‌ام حبس کردم که می‌خواستم آنان را به خانواده‌هایشان تحویل بدهم. باور کنید من هیچ آسیبی به این دو دختر نرسانده‌ام. پس از بازجویی این سه پسر با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و هم اکنون تلاش پلیس برای ردیابی و دستگیری سه جوان شرور که متهمان اصلی این جنایت سیاه هستند ادامه دارد.

بازپرس پرونده نیز با توجه به این‌ که زنای به عنف در صلاحیت دادسرا نیست، پرونده را با متهمان برای ادامه رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال کرد.